Monday, April 01, 2002

اين دنيا هم عجيب جوري به هم ريخته شده . تا همين ديروزهمه �كر ميكرديم همه چيز امن و امان است وبشريت عن قريب است كه همه اهمالهاي تاريخي خود رابا جبران آن به دست قراموشي بسپارد اما ناگهان درروز تولدمان اين حضرت ‌بن لادن‌ كادوي عجيب وغريبي داد يعني كه اي آقا چه خوش نشسته اي ! ....پس ازآن هم رخ داد آنچه رخ داد والقاعده ضزبه اي اساسي خورد وحالا شده است مارزهرداري كه هر آن ممكن است كارديگري دست بدهد .
به نظر ميرسد كه عقل ساموئل هانتينگتون بيش از هر كس ديگري بود كه سالها قبل وقوع اين �اجعه ها راپيش بيني كرده بود. حالا بماند اينكه بعضي ها دم ازگ�تگوي تمدنها زده اند وبماند اينكه بوش به مراكز اسلامي آمريكا ميرود وميگويد اسلام دين رحمت است و جنگ ما با مسلمانان نيست بلكه با تروريست هاست وازاين حر�ها ، وبماند اينكه توني بلرهم همين چيزهارا قريب به مضمون ميگويد و اينكه قرآن راچندين بارخوانده‌است‌ وعجب كارش درست است (يعني كارقرآن) ،......... امانميتوان كتمان كرد كه بالاخره برخورد برخورد است وشاخ ودم هم ندارد ! اما يكي پيدانشد كه حاليمان كند كه آخر او (بن لادن) چرا ارتش وارتشك درست كرد و چه پدر كشتگي‌اي باآمريكا داشت ؟ راستش يك بار از يك آمريكايي پرسيدم كه‌ا‌ول درآمد وگ�ت كجايي هستي وتا گ�تم ايراني، كلي ترسيد وپس ا�تاد وتا آب- قندآورديم وبادش زديم وقسم وآيه آورديم كه باباما نيسنيم‌ازآنها ، دو سه ساعتي گذشت ووقتي كمي خيالش راحت شد درآمد كه سالها پيش (به دوران كلينتون) بن لادن (كه آن موقع پدر كشتگي‌اي هم باآمريكا نداشته ) مي آيد وس�ري به آمريكا ميكند اما در�رودگاه اسير ا�.بي.آي ميشود وبهش گير ميدهند وخلاصه چند روزي را در سياهچال (ببخشيد ! زندان ) بدميگذراند ودست آخر آزاد و اخراج ميشود (آن هم به توصيه‌ كنگره آمريكا) امابه همان هنگام اخراج رويش را به آمريكايي ها ميكند كه : « من انتقام اين ر�تار بد را خواهم گر�ت !» وحالا من مانده ام ولنگيدن يك جاي كار : يااين راوي خيلي پرت است يا من !!!! اگر كسي كمكم كند خيلي دعايش خواهم كرد
تابعد

Saturday, March 30, 2002

مانده بودم براي پيدا كردن نام اين وبلاگ چه كنم كه هزارويك �كر به سرم زد. اول گ�تم كه اسم واقعي ام رابنويسم وازاين حر�ها....اما بعد ديدم كه خيلي بيش ازاين مسخره خواهد شدواين شد كه بازدرماندم براي نامي ديگر. بعد گ�تم بگذارم صادق به اين معني كه حالا كه اسممان غير واقعي است ؛ لااقل صداقت داريم ودرگ�ته هامان صادقيم اما بازگ�تم آخرمن بي سبيل وگردن نا‌كل�ت را چه به اين اسم ؟...............بعد به يادماه تولدم ا�تادم وگ�تم ميگذارم شهريور ! و يهو يادم ا�تاد كه شهريور همان سپتامبر است و روز تولدم هم همان يازدهم ! اين شد كه كلي ازخودم ترسيدم وگ�تم نكند مادرزادي القاعده‌اي‌ باشم وخودم خبر ندارم ! خلاصه كلي تحقيق و ت�حص كردم و ديدم كه نيستم واين شد كه شدم سپتامبر. تابعد.